تبليغاتX
عرفای همدان
تقي سالك اكمل
 

                                           

 

داریوش مهرجویی» روز دوشنبه به شهر همدان سفر کرد و در این سفر از صدا و سیمای مرکز همدان نیز بازدید کرد.

 داریوش مهرجویی قرار است تحقیقات اولیه درباره فیلم‌های شهر همدان و سید جمال الدین اسد آبادی را در این سفر انجام دهد و در این زمینه به دنبال یک سری اسناد و مدارک و فیلم‌های مستند ساخته شده است.

سید جمال‌الدین اسدآبادی در شعبان سال 1254 در اسد آباد همدان به دنیا آمد. پدرش سید صفدر و مادرش سکینه بیگم بودند.

سید جمال الدین اسدآبادی تلاش بسیاری برای وحدت مسلمانان جهان داشت و در این راه مبارزات بسیاری انجام داد.

سید روز سه شنبه 19 اسفند 1275 ه . ش مطابق با 5 شوال 1314 ه . ق و 9 مارس 1897 م. پس از گذشت چهارسال از ورود به مرکز خلافت اسلامى و تلاش فراوان در این کشور جهت ایجاد اتحاد اسلامى، با دسیسه سلطان عبدالحمید، پادشاه عثمانى، مسموم شد و جان به جانان سپرد و خاکیان را بدرود گفت. پیکر پاک سید با احترام مردم ترکیه در قبرستان «شیخ لرمزارى» در شهر بندرى استانبول به خاک سپرده شد. وبعدا به کابل انتقال داده شد .

+ تقی سالک اکمل  چهارشنبه 29 مهر1388 13:42     | 

 

              مردی که با یک جمله آدم می ساخت !

 

كمالات معنوى ملا حسینقلی همدانی

بدون تردید، یكى از رمزهاى موفقیت‌های این فقیه عارف، سرعت تأثیر او در نفوس مستعد است. تأثیر كلام او چنان بود كه با یك سخن، مخاطب خویش را تحت تأثیر قرار می‌داد. علت این نفوذ كلام را می‌توان در روح بلند او جستجو كرد. او در پیمودن راه حقیقت و سلوك در طریق الهی، داراى عزمی راسخ و همتى والا بود. به همین جهت، كلام و نگاهش هر شنونده و بیننده‌اى را متأثر می‌ساخت. در این زمینه حكایت‌هاى متعددى نقل شده است كه به بعضى از آنها اشاره می‌كنیم:

 

اسرار حق

آیت الله نجابت شیرازى در شرح گلشن راز می‌نویسد:

«حاج شیخ عباس قمی ـ كه رضوان خدا بر او باد ـ در مقدس بودن، نمره‌ی یك بود و همه در تقدس او متفق الكلمه بودند. آقا شیخ مجتبى لنكرانى یك زمانى براى بنده نقل كرد كه شیخ على قمى با پدر من همدرس بود. آن دو از خوش‌پوشهاى حوزه‌ی نجف محسوب می‌شدند. یعنى بهترین لباسها را اینها می‌پوشیدند. چون درسشان هم خیلى خوب بود، در حوزه‌ی نجف مشارالیه  بودند كه درس را خوب می‌فهمند. به هیچ كس هم اعتنایی نمی‌كردند. یك روز آخوند ملا حسینقلى ـ رضوان الله تعالى علیه ـ در صحن نشسته بود. در این اثنا، آقا شیخ على قمى از در قبله وارد حرم می‌شود. چشم مبارك آخوند ملا حسینقلى به او می‌افتد، شیخ على به سر می‌دود تا می‌آید پهلوى آقا. آخوند ملاحسینقلى یك دقیقه در گوش او صحبت می‌كند. چه گفت؟ خدا می‌داند، دیگران هم نفهمیدند. شیخ على قمی عقب عقب بر می‌گردد می‌رود. با فاصله‌ی اندكی، تمام لباسهایش را عوض می‌كند، توى درس هم قفل می‌زند به دهنش، یعنى این لذت سخن گفتن در درس از سرش پریده بود، لذت لباسهاى پاك و پاكیزه و گران قیمت از سرش پریده بود، تا آخر عمرش كه او را می‌دیدیم، تمام لباسهایش كرباس بود.

چو خورشید جهان بنمایدت چهر نماند نور ناهید و مه و مهر

 

اشعار ناقوسیه

آخوند ملا حسینقلى همدانى در یكى از سفرهاى خود، با جمعى از شاگردان به عتبات عالیات می‌رفت. در بین راه، به قهوه خانه‌ای رسیدند كه جمعى از اهل هوى و هوس در آن جا می‌‌خواندند و پایكوبى می‌كردند. آخوند به شاگردانش فرمود: یكى برود و آنان را نهى از منكر كند.

بعضی از شاگردان گفتند: اینها به نهى از منكر توجه نخواهند كرد.

فرمود: من خودم می‌روم.

وقتى كه نزدیك شد، به رئیسشان گفت: اجازه می‌فرمایید من هم بخوانم، شما بنوازید؟

رئیس گفت: مگر شما بلدى بخوانی؟

فرمود: بلی.

گفت: بخوان.

آخوند شروع به خواندن اشعار ناقوسیه‌ی حضرت امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ كرد:

لا اله الا الله حقاً حقاً صدقاً صدقا

ان الدنیا قد غرّتنا و اشتغلتنا و استهوتنا

یابن الدنیا مهلاً مهلاً یابن الدنیا دقّاً دقّاً

یابن الدنیا جمعاً جمعاً تفنى الدّنیا قرناً قرناً

ما من یوم یمضى عنّا الّا اوهى ركناً منّا

ـ قدس سره ـ ضیّعنا داراً تبقى و استوطنّا داراً تفنی

لسنا ندرى ما فرّطنا فیها الّا لو قد متنا

معبودی به حق و شایسته‌ی پرستش جز خدا نیست. این را به حق و راستى می‌گویم: به راستى كه دنیا ما را فریفت و ما را به خود سرگرم نمود و ما را سرگشته و مدهوش گردانید.

ای فرزند دنیا! آرام باش! آرام! اى فرزند دنیا (در كار خود) دقیق شو! دقیق!

ای فرزند دنیا (كردار نیك) گرد آورى كن! گرد آوردنی! دنیا سپرى می‌شود، قرن به قرن

هیچ روزى از عمر ما نمی‌گذرد، جز این كه پایه و ركنى از ما را سست می‌گرداند.

ما سراى باقى را ضایع نمودیم و سراى فانى را وطن و جایگاه خویش ساختیم.

ما آنچه را كه در آن كوتاهى نموده‌ایم، نمی‌دانیم؛ مگر روزى كه مرگ به سراغ ما بیاید.»

آن جمع سرمست از لذت‌هاى زودگذر دنیوی، وقتى این اشعار را از زبان كیمیا اثر آن عارف هدایتگر شنیدند. به گریه در آمده و به دست ایشان توبه كردند.

یكى از شاگردان می‌گوید: وقتى كه ما از آن جا دور می‌شدیم، هنوز صداى گریه آنها به گوش می‌رسید.

 

مهر خوبان

عبد فرّار از اراذل و اوباش نجف اشرف بود كه مردم او را در ظاهر، احترام می‌كردند تا از آزار و اذیت او در امان بمانند. این فرد شرور اگر میل به چیزی پیدا می‌كرد یا دوستدار مالی می‌شد، كسی نمی‌توانست او را از دست‌یابی به خواسته‌اش باز دارد.

مردم نجف از دست او در آزار بودند. در یكی از شبها كه آخوند ملاحسینقلی همدانی از زیارت حضرت امیر ـ علیه السلام ـ باز می‌گشت، عبد فرّار در مسیر راه او ایستاده بود. عارف همدانی بدون هیچ توجهی از كنار او گذشت. این بی‌توجهی آخوند بر عبد فرّار سخت گران آمد. از جای خود حركت كرد تا این شیخ پیر را تنبیه كند.

دوید و راه را بر او سد كرد و با لحنی بی‌ادبانه گفت: هی! آشیخ! چرا به من سلام نكردی؟!

عارف همدانی ایستاد و گفت: مگر تو كیستی كه من باید حتماً به تو سلام می‌كردم؟

گفت: من عبد فرّارم.

آخوند ملاحسینقلی به او گفت: عبد فرّار! افررتَ من اللهِ ام من رسولهِ؟ تو از خدا فرار كرده‌ای یا از رسول خدا؟ و سپس راهش را گرفت و رفت.

فردا صبح، آخوند ملا حسینقلی همدانی درس را تمام كرده، رو به شاگردان نمود و گفت: ‌امروز یكی از بندگان خدا فوت كرده هر كس مایل باشد [بیاید تا] به تشییع جنازه‌ی او برویم.

عده‌ای از شاگردان آخوند به همراه ایشان برای تشییع حركت كردند. ولی با كمال تعجب دیدند آخوند به خانه عبد فرار رفت. آری او از دنیا رفته بود. عجبا! این همان یاغی معروف است كه آخوند از او به عنوان بنده‌ی خدا یاد كرد و در تشییع جنازه او حاضر شد؟! به هر حال تشییع جنازه‌ی تمام شد.

یكی از شاگردان آخوند به نزد همسر عبد فرار رفته و از او سؤال كرد: چطور شد كه او فوت كرد؟

همسرش گفت: نمی‌دانم چه ‌شد؟ او هر شب دیروقت با حال غیرعادی و از خود بی‌خود منزل می‌آمد، ولی دیشب حدود یك ساعت بعد از اذان مغرب و عشا به منزل آمد و در فكر فرو رفته بود و تا صبح نخوابید و در حیاط قدم می‌زند و با خود تكرار می‌كرد: عبد فرار تو از خدا فرار كرده‌ای یا از رسول خدا؟! و سحر نیز جان سپرد.

عده‌ای از شاگردان آخوند فهمیدند این جمله را آخوند ملاحسینقلی همدانی به او گفته است. چون از او سؤال كردند، ایشان فرمودند: «من می‌خواستم او را آدم كنم و این كار را نیز كردم، ولی نتوانستم او را در این دنیا نگه دارم

 

+ تقی سالک اکمل  شنبه 18 مهر1388 9:55     | 

 

    كنگره حاج آقا رضا همداني بايد با شكوه هرچه بهتر برگزار شود



نماينده ولي فقيه در استان به امام جمعه همدان در جمع اعضاي ستاد برگزاري كنگره حاج آقا رضا همداني گفت : بهره گيري از ديدگاه هاي فقهاي عاليقدر حوزه عليمه قم براي برگزاري هرچه با شكوه تر اين كنگره موثر خواهد بود.
آيت الله محمدي با بيان اينكه حاج آقا رضا همداني از كم نظير ترين فقهاي معاصر بود افزود : ايشان در زمينه هاي فقه و فلسفه از سرآمدترين افراد روزگار و مرجع تقليد و محقق اصول و از شاگردان علامه شيخ مرتضي انصاري و ميرزاي شيرازي بود.
شايان ذكر است حاج آقا رضا همداني در سال 1250 هجري قمري در همدان متولد شد و مرجع تقليد شيعيان نجف اشرف و صاحب كتاب مصباح الفقه بود كه پس از عمري مجاهدت در راه بقاي دين سرانجام در سال 1322 هجري قمري به ديدار معبود شتافت .
هنوز زمان دقيق برگزاري اين كنگره از سوي مسئولان اعلام نشده است .

+ تقی سالک اکمل  شنبه 4 مهر1388 16:22     | 

 

            آيت الله سيد محمد حسيني همداني

آيت الله سيد محمد حسيني همداني معروف به آقانجفي همداني از اعاظم حكما و عرفاي معاصر
در سال ۱۲۸۳ ش (۱۳۲۲ ق) در بيت علم و تقوا در نجف اشرف به دنيا آمد. وي در كودكي به همراه پدر به همدان رفت و در ۲۱ سالگي براي ادامه دروس، رهسپار حوزه عالمان نام آوري همچون ميرزاي ناييني، محمد حسين غروي اصفهاني، سيد حسين بادكوبه اي، ميرزا علي آقا قاضي طباطبايي و ميرزا عبد الغفار مازندراني، فقه، اصول، كلام و فلسفه را فرا گرفت و در اين درس ها با آيات عظام: سيد ابوالقاسم خويي، سيد محمد هادي ميلاني و علامه سيد محمد حسين طباطبايي و ... مباحثه مي كرد. اين عالم رباني به قدري از لحاظ علمي و فقهي مورد توجه ميرزاي ناييني واقع شد كه به ايشان گواهي اجتهاد داد و آقانجفي نيز به شرف دامادي آن مرجع بزرگ نائل شد. آيت الله همداني پس از اخذ اجازات متعدد اجتهاد از علماي بزرگ نجف، قصد وطن نمود و پس از اقامت ۲۲ ساله در نجف راهي همدان گرديد. از آن پس به تدريس و تأليف و ارشاد مردم پرداخت و در همدان ماندگار شد. آقا نجفي همداني پايبندي خاصي به انجام مستحبات و پرهيز از مكروهات داشت و از آوازه گري و شهرت و رياست، به شدت احتياط مي كرد. ايشان با توجه به اينكه، علاوه بر فقه و اصول، فلسفه نيز خوانده بود، انديشه استدلالي و علمي داشت و به شبهات و مشكلات فكري روز توجه مي نمود. از آيت الله همداني آثار متعددي به يادگار مانده است كه انوار درخشان در تفسير قرآن در ۱۸ جلد، درخشان پرتوي از اصول كافي در ۶ جلد و معاد جسماني و روحاني از آن جمله اند. سرانجام آن فقيه بزرگ در سحرگاه نهم مهر ۱۳۷۵ ش برابر با پانزدهم جمادي الاول ۱۴۱۷ ق در نود و سه سالگي بدرود حيات گفت و پس از تشييع باشكوهي در همدان و مشهد، در جوار مرقد شيخ بهايي در حرم مطهر امام رضا (ع) به خاك سپرده شد.

+ تقی سالک اکمل  سه شنبه 24 شهریور1388 15:55     | 

 

                    آیةاللّه حاج شیخ على گنبدى همدانى



تولد: 1292.ق        

محل تولد: روستاى گنبد همدان

وفات: 1369.ق         

مزار: قم، قبرستان شیخان

عمر: 77 سال

اساتید: عالمان بزرگى همچون سیدابوالقاسم دهکردى، شیخ محمدتقى نجفى اصفهانى، میرزا جهانگیرخان قشقایى، آخوند خراسانى، سیدمحمدکاظم یزدى و ... .

آثار: تقریرات درس فقه و اصول آخوند خراسانى، شرح مشکلات دیوان سیدرضى، رساله‌اى در تهذیب نفس، جزواتى در علوم غریبه و ... .

تولد و تحصیل:فقیه پارسا و اسوه زهد و تقوا، آیةاللّه حاج شیخ على گنبدى، در حدود سال 1292 قمرى در روستاى گنبد از توابع همدان دیده به جهان گشود. مقدمات را نزد پدر فرا گرفت، آنگاه جهت ادامه تحصیل به قم هجرت کرد و مدتى را در این دیار به کسب دانش و معرفت سپرى کرد؛ سپس رهسپار حوزه علمیه اصفهان گردید و از استادان وارسته و فرزانه آن دیار، بهره‌هاى علمى و معنوى فراوانى برد. از همان ابتدا شور و شوق عجیبى نسبت به تحصیل علوم دینى داشت و اساتید ایشان، آینده روشنى را برایش پیش‌بینى مى‌کردند؛ به عنوان مثال آیةاللّه سیدابوالقاسم دهکردى که از بزرگان حوزه علمیه اصفهان و از اساتید ایشان به‌شمار مى‌رفت در همان زمان نامه‌اى براى پدر آیةاللّه گنبدى نوشت که حکایت از شخصیت ایشان و میزان علاقه آن استاد بزرگ به شاگردش دارد. در بخشى از آن نامه آمده است: "چقدر مردمان هستند که غایت آمال و آروزى آنها این است که خداوند جل و علا، اولاد صالحى به آنها عطا فرماید و لاسیما که از اهل علم شود و خداوند تبارک و تعالى بر شما منت گذارده به این نعمت عظمى، امیدوارم که محض شکرانه این نعمت، مرخصى نمایید چندى در اصفهان مشغول باشند بعدها شرفیاب خدمت مى‌شوند که چشم شما به ایشان روشن شود. زیاده التماس دعا دارم..."

عزیمت به نجف: آیةاللّه گنبدى پس از سال‌ها تحصیل در اصفهان توفیق یافت تا به حوزه علمیه نجف اشرف مهاجرت و به فیض مجاورت حرم ملکوتى مولى الموحدین، امیرالمومنین حضرت على‌بن ابیطالب علیه‌السلام نایل آید، این توفیق موجب شد که ایشان سالیانى چند با حضور در محضر استوانه‌هاى علمى و اخلاقى آن حوزه مقدسه و اطلاع از مبانى محکم علمى و عرفانى اساتید فرزانه به درجاتى از علم و کمال دست یافت و موفق به اخذ اجازه اجتهاد از حضرات آیات عظام: سیدمحمد کاظم یزدى و آخوند خراسانى گردید. ‌ ‌

بازگشت به وطن: این روحانى مهذب در حالى که مجهز به سلاح علم و عمل گشته و مراتب علم و فضیلتش مورد تصدیق و اذعان علماى بزرگ بود، به زادگاه خویش بازگشت. آیةاللّه سیدمحمدتقى خوانسارى در دست نوشته‌اى در تجلیل از آیةاللّه گنبدى آورده است: "جناب مستطاب عمدة الاجله و الاعلام ملاذ الانام و مروج الاحکام ثقةالاسلام حاج شیخ على گنبدى دامت برکاته، وجود شریفشان نعمت بزرگى است از نعم الهیه و از برکات وجه الارض و اوتاد آن به شمار مى‌رود ..." هجرت این فقیه و روحانى عارف به منطقه همدان رحمتى بر مردم خداجوى این خطه بود، از آنجا که آیةاللّه گنبدى از چهره‌هاى شناخته شده در میان علما و حوزه‌هاى علمیه محسوب مى‌شد، شخصیت‌هاى علمى از داخل و خارج به دیدارش مى‌رفتند؛ چنان‌که به گفته فرزند گرامى ایشان، ‌حضرت آیةاللّه بهجت نیز دوبار براى دیدن ایشان به همدان رفتند. ‌ ‌

ویژگى‌هاى اخلاقى:آیةاللّه گنبدى با آن که از مقام و منزلت علمى، ‌عرفانى والایى برخوردار بود، اما بسیار متواضع و بى‌ادعا و از شهرت و مقام، گریزان بود. سکونت ایشان در روستاى گنبد همدان، خود گواه این حقیقت است. هزینه زندگى ایشان دسترنج خودش بود که از طریق کشاورزى تهیه مى‌کرد و مواظبت عجیبى نسبت به رعایت حلال و حرام داشت. نسبت به دستگیرى فقرا و نیازمندان نیز اهتمام ویژه مى‌ورزید. آیةاللّه گنبدى در اثر تقوا و پرهیزکارى و بهره‌مندى از عنایت خداى سبحان، داراى حالات و کرامات صادقى شده بود. در این ارتباط یکى از ارادتمندان ایشان نقل کرده است: براى زیارت حضرت فاطمه معصومه سلام‌اللّه‌علیها عازم قم بودم و به قصد خداحافظى به محضر آیةاللّه گنبدى رسیدم. موقع خداحافظى، آقا پولى به من داد و فرمود: "این پول را به قم ببر، شخصى به نام آقاى شیخ محمدعلى را سراغ مى‌گیرى و منزلش را پیدا مى‌کنى، او سه روز است خرجیش تمام شده و در سختى و تنگى به سر مى‌برد؛ سلام مرا به او برسان و این وجه را به او بده". وقتى وارد قم شدم قبل از زیارت حضرت فاطمه معصومه سلام‌اللّه‌علیها سراغ شیخ محمد‌على را گرفته و پیدایش کردم، بعد از ابلاغ سلام، پول را به او تقدیم نمودم. از آقاى گنبدى، بسیار تشکر کرد و گفت: "سه روز بود مخارج زندگى نداشتم و در مضیقه بودم". یکى دیگر از ارادتمندان ایشان نیز نقل کرده است: مقدارى هنداونه سوار چهارپایى کرده به عنوان هدیه براى آیةاللّه گنبدى مى‌بردم، در میان راه شخصى رسید و چون دانست بار هنداونه دارم، تقاضاى هنداونه کرد؛ من نیز گفتم: امانت است و به او ندادم! وقتى به گنبد رسیدم، آیةاللّه گنبدى بعد از تشکر و قدردانى از اینجانب، فرمود: آن شخصى که در راه آمد و از تو هندوانه خواست چرا به او ندادى؟ عرض کردم: حضرت آقا هدیه یا نذرى مال شما بود. فرمود: کار خوبى نکردى، هندوانه را به آن مؤمن مى‌دادى، بعد از من حلالیت مى‌طلبیدى. ‌ ‌

رحلت: سرانجام آن فقیه پارسا و عبدصالح خدا پس از عمرى عبادت و ریاضت و خدمات ارزنده به اسلام و مسلمین در چهارم جمادى‌الاول 1369 دار فانى را وداع گفت و به لقاء محبوب شتافت. پیکر پاک آیةاللّه گبندى بنا به وصیت ایشان به قم حمل شد و در مسیر راه، علاقه‌مندان بسیارى به مشایعت پرداخته و در شهرستان ملایر نیز تشییع باشکوهى صورت گرفت. از حضرت آیةاللّه محسنى ملایرى قدس‌سره، وصى آن مرحوم، نقل شده است: به محض ورود جنازه به قم و اطلاع آیة‌اللّه‌العظمى بروجردى قدس‌سره، درس‌هاى حوزه تعطیل شد و طلاب و علما در تشییع جنازه حاضر شدند. آیةاللّه‌العظمى بروجردى بر جنازه ایشان نماز خواندند و دستور دادند در قبرستان شیخان در جوار قبر مرحوم میرزاى قمى و آقامیرزا جواد ملکى تبریزى دفن شوند. حضرت آیةاللّه بروجردى بر سر قبر ایشان گریه نموده و فرمودند: "آقاى گنبدى در نجف ریاضت و زحمات زیادى کشیدند و به مقاماتى هم نایل آمدند". ‌ ‌

گفتنى است از مرحوم گنبدى آثارى چند بر جاى مانده که متأسفانه به زیور چاپ آراسته نگردیده است.

روح پرفتوحش با اهل‌بیت علیهم‌السلام محشور باد

 

 


+ تقی سالک اکمل  چهارشنبه 11 شهریور1388 14:28     | 

 fn4rvruw2l2wxq4vblyl.jpg
+ تقی سالک اکمل  سه شنبه 10 شهریور1388 15:38     | 

چین و سیاست اسلام ستیزی

رژیم  کمونیست چین در حال حاضر یکی از قدرتمندترین و با ثبات ترین دولتهای جهان به شمار می رود . رشد اقتصادی بالا در چند سال اخیر و قدرت نظامی و داشتن حق وتو باعث نیرومند تر شدن این کشور آسیایی شده است .اما در ماههای گذشته چین با اتکا به همین توانایی ها کم کم ماهیت ضد اسلامی خود را نشان داده است .

uknnd5ecrfnm8q15bns.jpgoeog1y6m9x2g85xxigi.jpg0x0ecfjdfq4hmbv8nk.jpg

نزدیک به دو ماه قبل ارتش خلق چین برای سرکوب اعتراضات مردم استان مسلمان نشین سین کیانگ وارد این منطقه شده ودر فضای بی خبری که به وجود آورده بود دست به کشتار عظیم مسلمان زد .بعد از پایان این عملیات مساجد سین کیانگ را تعطیل واز اقامه نماز جمعه هم جلوگیری کرد .بنا به گزارش اسلام اليوم با گذشت قريب به دو ماه از درگيريهاي نيروهاي امنيتي چين و گروهي از مردم نژاد هان (نژاد حاكم برچين) با اقليت مسلمانان، همچنان دستگيري و بازپرسي ها از مسلمانان بشكل هولناكي همراه با جو خفقان توسط عوامل حكومتي ادامه دارد

متن کامل را در http://taqisalek.blogfa.com/ بخوانید


+ تقی سالک اکمل  پنجشنبه 5 شهریور1388 14:44     | 

 

 

۳۱ تیرماه سی ویکمین سالروز ارتحال ملکوتی عارف فرزانه وعالم بزرگ مرحوم حضرت آیت الله العظمی آخوند ملا علی معصومی همدانی رحمه الله علیه گرامی باد

+ تقی سالک اکمل  سه شنبه 30 تیر1388 13:37     | 

عالم گمنام وعارف ناشناخته
سي ويكم تيرماه سالروز ارتحال عارف ناشناخته و عالم انديشمند معاصر مرحوم حضرت آيت الله العظمي آخوند ملاعلي معصومي همداني (ره ) است . ايشان در دوازدهم ربيع الاول 1312 قمري (1274 ش ) در روستاي وفس شهرستان رزن همدان ديده به جهان گشود. پدر ايشان مردي پرهيزكار و باتقوا به نام ابراهيم بود و پس از مشاهده ي هوش و نبوغ فرزندش آخوند ملاعلي را نزدمرحوم آخوند محمدتقي ثابتي براي آموختن و فراگيري قرآن فرستاد. آخوند همداني پس از فراگيري مقدمات عازم شهر همدان شد و در حوزه علميه آن شهر نزد عالماني چون آيت الله ميرزا عبدالرزاق محدث حائري و مرحوم حاج شيخ علي دامغاني به تحصيل پرداخت و از محضر عارف وارسته آيت الله شيخ علي گنبدي همداني (از عرفاي بزرگ و مدفون در قبرستان شيخان قم ) بهره ها گرفت . همچنين در تهران نزد آيت الله شيخ عبدالنبي نوري و آيت الله العظمي تنكابني به ادامه تحصيل پرداخت . آخوند ملاعلي پس از ورود مرحوم آيت الله حائري يزدي به قم و تاسيس حوزه علميه به درس ايشان راه يافت و همواره يكي از بهترين شاگردان آن بزرگوار بود و آيت الله حائري از مرحوم آخوند به علت هوش و حافظه خويشان به عنوان كتابخانه سيار نام مي برد. آيت الله معصومي در قم از دروس اخلاق ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي نيز استفاده مي كرد . در سال 1350 قمري مردم همدان از آيت الله حائري يزدي تقاضا نمودند كه آقاي آخوند به وطن اصلي خود برگردد و امور مذهبي آن ديار را برعهده بگيرد. مرحوم حائري يزدي پس از موافقت با اين درخواست مي فرمايند : من مجتهد عادلي را براي مردم شهر همدان فرستادم . آخوند ملاعلي همداني پس از ورود به همدان علاوه بر اداره امور ديني خدمات شاياني را انجام دادند كه مي توان به 1 ـ بازسازي مدرسه علميه زنگنه احياي مدرسه علميه آخوند و چندين مدرسه ديگر .
2 ـ تاسيس كتابخانه بزرگ غرب 3 ـ انتشار نشريه پيك اسلام و ... اشاره كرد . همچنين در اين سالها و در قم شاگردان بسياري را پرورش دادند كه از جمله مي توان از مرحوم آيت الله بهاالديني ره شهيد دكتر مفتح آيت الله سيدمحمود طالقاني مرحوم شيخ محمد تقي بهلول آيت الله العظمي نوري همداني ـ مدظله العالي ـ آيت الله سيد مصطفي هاشمي آيت الله صابري همداني شيخ رضا و شيخ علي انصاري همداني شيخ احمد رحماني و آيت الله موسوي همداني و بسياري ديگر را نام برد. ايشان در جريان انقلاب اسلامي از جمله عالماني بود كه در خرداد 42 براي اعلام حمايت از امام خميني با وجود محدوديت هاي دولت به تهران مهاجرت كرد. ارتباط ايشان با مرحوم امام راحل بسيار صميمانه بود و در پيامي مرحوم آخوند از امام به عنوان ابوذر و حضرت امام نيز ايشان را به عنوان سلمان تعبير كرده اند. فرزند بزرگوار آيت الله معصومي نيز به دست عوامل ساواك به شهادت رسيد و هرگز جسدش پيدا نشد. ايشان پناهگاه مبارزان عليه رژيم سفاك پهلوي در همدان بود. از جمله رويارويي هاي آن بزرگوار با رژيم پهلوي قضيه نپذيرفتن قرآن هاي اهدايي شاه بود كه در تاريخ انقلاب اسلامي ثبت و ضبط گرديده است .
آخوند همداني عمري را در زهد و تقوا گذراند و حتي از خود منزلي نداشت و بسيار ساده زندگي نمود. بسيار به امام زمان عليه السلام ارادت داشت و به معناي واقعي كلمه سرباز مطيع ايشان بود.آيت الله العظمي معصومي با اين كه به اجتهاد رسيده و مرجعيت ايشان مسلم بود و از سوي مردم با تقاضاي انتشار رساله مواجه بودند از اين كار سرباز مي زدند و مي فرمودند. نيازي نيست و همين رساله ها كافي است .
سرانجام اين عالم فرزانه و عارف گمنام پس از عمري جهاد و خدمت به اسلام بر اثر بيماري در 31 تيرماه 1357 در شهر لندن در گذشت . پيكر آن بزرگوار پس از انتقال به همدان در ميان انبوه عزاداران در گلزار شهداي اين شهر به خاك سپرده شد. هنگام تشييع پيكر اين عارف رباني بين مردم و نيروهاي نظامي رژيم پهلوي درگيري خونيني رخ داد و چندين نفر به شهادت رسيدند. و اين اولين كشتار علني مردم همدان بود. يادش گرامي و راهش پر رهرو باد. تقی سالک اکمل

منابع : مطالب تاريخي اين نوشته از كتابهاي همچو سلمان نوشته محمد قنبري و  سيماي علم و عرفان از محمد جوادي اخذ شده است .
این مقاله در روزنامه جمهوری اسلامی مورخ ۳۱تیر۱۳۸۶به چاپ رسیده است
+ تقی سالک اکمل  پنجشنبه 25 تیر1388 19:22     | 

                  تفاوت در مسلمانی !

zebh-ensn.jpg

 

 

۱- سالهاست که مسلمانان قره باغ در زیر ظلم وتجاوزات ارمنستان به سر می برند و هر از چند گاهی مورد حمله ارتش این کشور فرار می گیرند .قره باغ قسمتی از جمهوری آذربایجان است که توسط ارمنستان اشغال شده است.

۲- چندسالی است که براران وخواهران شیعه ما در پاراچنار پاکستان توسط یزیدی ها و طالبان وهابی آن کشور محاصره شده ودر بدترین وضعیت زندگی می کنند. علاوه بر بحران موتدغذایی برای ۵۰۰هزار ساکن پاراچنار روزی نیست که این مردم مظلوم اما

برای خواندن متن کامل یادداشت به وبلاگ تقی سالک اکمل که در قسمت پیوندها لینک کردم مراجعه کنید

+ تقی سالک اکمل  پنجشنبه 18 تیر1388 14:31     |