تقي سالك اكمل

اين خانه در روستاي وفس در فاصله 15 کيلومتري از رزن واقع شده است.داراي ديوارهاي خشت و سقف تير پوش مي باشد.در تاريخ 29/1/1388 به شماره 28201 در فهرست آثار ملي به عنوان خانه مشاهير و مفاخر شهرستان رزن به ثبت رسيده است.داراي يک اطاق  اصلي و يک گنجينه(انبار مواد غذايي)که به وسيله درب کوچکي به همديگر متصل مي باشند.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1 فروردین1393ساعت 21:11  توسط تقي سالك اكمل | 

18 اسفند سالگرد شهادت مصلح و بيدار بزرگ سيد جمال‏الدين اسدآبادي همدانی مي باشد.
سيد جمال كه يكي از بنيانگذاران نهضت هاي اسلامي در صد ساله اخير مي باشد، پس از فرا گرفتن مقدمات علوم به تكميل تحصيلات خود در اصفهان و مشهد پرداخت و با حافظه نيرومندي كه داشت به سرعت بسياري از علوم رايج زمانش را فرا گرفت. در 18 سالگي رهسپار هند شد و پس از يكسال و چندي اقامت در آنجا و آموختن اندكي از علوم اروپايي عزيمت زيارت حج كرد (1273 ق). وي پس از گردشي در سرزمينهاي عربي و آشنايي با اوضاع جهان عرب به افغانستان رفت و به خدمت دوست محمدخان (م 1279ق) پيوست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1391ساعت 9:42  توسط تقي سالك اكمل | 
 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 24 دی1391ساعت 16:42  توسط تقي سالك اكمل | 

شهيد آيت‌الله دكتر "محمد مفتح" در 28خرداد ماه سال 1307هجري شمسي در روستاي " كله‌سر" بخش قروه درجزين شهرستان رزن ديده به جهان گشود. پدر اين شهيد بزرگوار حجت‌الاسلام حاج شيخ "محمود مفتح" از علما و فضلاي معروف حوزه علميه همدان بود. عالم متعهد مرحوم حاج شيخ محمود مفتح از واعظان مشهور همدان بود كه در نهايت اخلاص و صداقت روزگار مي‌گذراند و چون وي در ادبيات عرب و فارسي تبحر داشت اشعار زيادي در مدح و منقبت و رثاي اهل بيت سروده كه ضمن زيبايي‌هاي لفظي از مضامين عالي و تاريخ صحيح ائمه و احاديث معتبر سرچشمه گرفته بود. وي علاوه بر سخنوري و وعظ در حوزه علميه همدان به تدريس مشغول بود. در سال 1307 ش. در خانه چنين اديب فاضل و وارسته فرزندي ديده به جهان گشود كه او را محمد ناميدند. از هفت سالگي پايش به مدرسه گشوده شد و در زمينه ادبيات از پدر اديب و شاعر خويش ‍بهره‌مند گرديد. شهيد مفتح پس از فراگيري مقدمات علوم عربي، فقه و بخشي از منطق نزد پدر و اساتيد وقت حوزه همدان به سال 1322 ش. به شهر قم مهاجرت نمود و در مدرسه دارالشفاء و در حجره¬اي محقر و نمناك اقامت گزيد و همچون ديگر جويندگان معارف ديني با جديت و اهتمامي درخور اهميت به كسب علوم و مكارم پرداخت. ذوق سرشار و استعداد عالي به همراه كوشش پرجوش و وجود اساتيد برجسته سبب آن گرديد تا مفتح به صورت شايان توجهي دروس حوزه از جمله رسائل، مكاسب و كفايه را طي سالهاي 1324 - 1322 ش. فراگيرد و خود در زمره اساتيد حوزه علميه قم قلمداد گردد.
مفتح عرفان و دروس خارج فقه و اصول را در عالي‌ترين سطح نزد، رهبر كبير انقلاب حضرت امام خميني فراگرفت. ايشان علاوه بر روابط شاگردي و استادي، با امام پيوندي صميمانه داشت و آن روح قدسي به ايشان علاقه و عنايت داشت. و در مدتي كه امام امت در نجف به سر مي‌بردند وي به طريقي با رهبري و اسوه خويش ارتباط بر قرار كرد. پيامي كه حضرت امام به مناسبت شهادت اين دانشور ارزشمند صادر نمودند. مبين اين رابطه است. دكتر مفتح در آن اختناق خطرناك رژيم ستم شاهي چه در برنامه‌هاي علمي و پژوهشي و چه جلسات سخنراني و تلاشهاي تبليغي اصرار و ابرام داشت كه نام امام خميني(قدس سره) مطرح شود و در مسجد قباي تهران صريحا و بدون هيچگونه واهمه‌اي در سالهاي قبل از انقلاب نام آن بزرگوار را بر زبان جاري مي‌ساخت. مرحوم "مصطفي زماني" نوشته است كه نه تنها مفتح خود چنين روش را بكار مي‌بست بلكه در انجمن اسلام شناسي اعضاء را تقويت مي‌كرد تا به كمال شهامت نه تنها مقاصد او را تقويت كنند. بلكه نامش را هم در كتابها بياورند.
دكتر مفتح بخشي از كتاب رسائل شيخ انصاري را نزد آيت‌الله مجاهد تبريزي و دروس خارج خصوصا بخشي از اصول را در محضر آيت‌الله العظمي بروجردي (ره) فراگرفت. همچنين در فلسفه و حكمت نزد فيلسوف جليل القدر علامه طباطبائي تلمذ نمود. مدتي از محضر آيت‌الله العظمي سيد محمد رضا گلپايگاني (ره) و آيت‌الله العظمي مرعشي نجفي(ره) استفاده كرد. بخشي از دروس فلسفه و عرفان را نزد آيت‌الله حاج ميرزا ابوالحسن رفيعي اصفهاني آموخت. چنان كه آيت‌الله سيد محمد جحت پرتوي از انديشه‌هاي فقهي خود را به اين شاگرد وارسته انتقال داد. دكتر مفتح به موازات علوم حوزوي تحصيلات دانشگاهي را پي گرفت و به دريافت مدرك دكترا در رشته الهيات و معارف اسلامي نائل آمد. در فقه نيز آنچنان تبحري بدست آورد كه عنوان با صلابت اجتهاد را برازنده خويش ساخت. پايان نامه تحصيلي وي در مقطع دكترا با عنوان حكمت الهي در نهج البلاغه بدليل ژرفايي مطالب و عمق مفاهيم با درجه بسيار خوب مورد قبول دانشگاه واقع شد.
تدريس
دكتر مفتح پس از درك محضر اساتيد وقت حوزه و كسب معارف اسلامي در سطوح عالي بعد از اندك مدتي خود به تدريس كتاب منظومه حاج ملاهادي سبزواري پرداخت و در شرح و توضيح اين اثر مطالبي را تحت عنوان روش انديشه به رشته تحرير در آورد كه در حوزه اشتهار يافت. وي با اين كه دانشمندي فرهيخته بود، از ابتداي تدريس در دبيرستان دين و دانش قم به روشن نمودن اذهان دانش آموزان در خصوص مباحث ديني و سياسي و اجتماعي پرداخت و با همكاري شهيد مظلوم ?يت‌الله بهشتي به مناسبت تقويت پيوند دانش آموزان، فرهنگيان و دانشجويان با روحانيون اقدام به تأسيس كانون اسلامي دانش آموزان و فرهنگيان در قم نمود. اين كانون اولين مجتمع اسلامي زنده بود كه در آن گروههاي مختلف جمع مي‌شدند و جلوه‌اي بود از هماهنگي همه قشرهاي جامعه بر محور اسلام و بينش پرجوشش اسلامي. دبيرستان دين و دانش پايگاه مهمي براي تلفيق دين و سياست و نيز مركزي براي انس دين و دانش بود تا از اين رهگذر نسل جوان با معارف ديني آشنا شده و طلاب حوزه با مسائل روز ارتباط يابند و وحدت ميان روحانيت و اقشار فرهنگي تحقق يابد.
به لحاظ مقبوليت و محبوبيتي كه شهيد مفتح بين طلاب و دانش آموزان كسب كرده بود ساواك به وحشت افتاد و براي خنثي كردن فعاليتهاي وي شهيد مفتح را به سال 1347 از آموزش و پرورش اخراج و به نواحي بد آب و هواي جنوبي تبعيد نمود. در سال 1348 كه زمان تبعيد آن شهيد بزرگوار به سر رسيد و بايد به قم باز مي‌گشت از ورود نامبرده به اين شهر مقدس جلوگيري كردند و او را ناگزير به اقامت در تهران نمودند.
مفتح با اينكه يكي از برجسته‌ترين اساتيد حوزه و دانشگاه بود و در اين دو پايگاه حساس ‍و نيز در دبيرستان‌هاي قم به تدريس مشغول بود به منظور آگاهي دادن به توده مردم و بيدار كردن و به حركت درآوردن آنان تلاشهاي وسيع داشت و به هيچ عنوان برنامه‌هاي تبليغي خود را رها نمي‌كرد خصوصا در ايام ماه مبارك رمضان، محرم و صفر در نقاط مختلف كشور اين فعاليت او مضاعف مي‌گشت. در ايام تبعيد كه در زاهدان اقامت داشت از وعظ و ارشاد مردم غافل نبود. دكتر مفتح مسافرتهاي تبليغي خود را به منبرهاي افشاگرانه و روشنفكرانه تبديل ساخته بود و سخنانش بدليل آنكه تأثير عميق و وسيعي در اذهان و افكار مردم داشت و براي دستگاه سفاك پهلوي خطر آفرين بود، بارها از سوي ساواك بازداشت گرديد و سخنراني‌هايش تعطيل مي‌شد. وي در شهرهاي مختلفي از جمله آبادان، اهواز، خرمشهر، دزفول، اصفهان يزد، شيراز، كرمان، بندرعباس، زاهدان، همدان، كرمانشاه، ساري، بابل، املش، آمل، چالوس، مشهد، و... تلاشهاي تبليغي وسيعي داشت.
از تلاشهاي ديگر اين شهيد والا مقام مي‌توان تأسيس جلسات علمي اسلام شناسي را نام برد. اين مجمع فعاليت وسيعي را به منظور شناساندن چهره اصلي اسلام شروع كرد و طي آن فضلا و نويسندگان حوزه علميه آثاري را كه در زمينه‌هاي گوناگون اسلام شناسي نوشته بودند مطرح كرده و پس از نقد و اصلاحهاي مورد لزوم با مقدمه‌اي كه دكتر مفتح بر آنها مي‌نوشت به چاپ رسانده و در اختيار عموم مشتاقان انديشه‌هاي ناب اسلامي قرار مي‌دادند. از آنجا كه ساواك به نقش مؤ ثر اين مجمع در شناساندن اسلام و معرفي حقايق تشيع پي برده بود به تعطيل كردن آن اقدام كرد و تنها اين مجمع توانست به تأليف و يا ترجمه سيزده جلد كتاب اقدام كند. دكتر مفتح با همكاري شهيد بهشتي فعاليت تحقيقي ديگري را آغاز كرد كه شهيد مظلوم آيت‌الله بهشتي ضمن مصاحبه‌اي به اين تلاش تحقيقي اشاره كرده است در اين جلسات تحقيقي آيت‌الله محمدرضا مهدوي كني و آيت‌الله سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي شركت داشتند و با استفاده از منابع اصيل اسلامي به تحقيقات ارزنده و عميقي دست زده بودند كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي بدان سبب كه هر يك از اين افراد در مشاغل عالي مشغول كار بودند، فرصت استمرار اين كار پيش نيامد.
آثار و تاليفات
با وجود آنكه دكتر مفتح در سنگرهاي متفاوت مشغول مبارزه با رژيم شاه بود و در سطح حوزه و دانشگاه و دبيرستان تدريس مي‌نمود، از انجام كارهاي پژوهشي و تأليفات غافل نبود و نگاشته‌هاي ارزشمندي بصورت تاءليف و ترجمه از ايشان به يادگار مانده است كه عبارتند از:
1- ترجمه تفسير مجمع البيان: جلد اول و دوم اين تفسير به قلم استاد مفتح با همكاري حضرت آيت‌الله حسين نوري ترجمه شده است ولي جلد سوم را كه دكتر مفتح به تنهايي به فارسي برگردانده است، ساير مجلدات اين تفسير را ديگر دانشمندان حوزه، ترجمه نموده‌اند.
2- حاشيه بر اسفار ملاصدرا: اين حاشيه را دكتر مفتح در زمان تحصيل و تدريس خود بر كتاب اسفار ملاصدرا نوشت و چنين كاري مبين عمق ديد و ژرفاي انديشه آن استاد در عرصه حكمت و فلسفه مي‌باشد.
3- روش انديشه: اين كتاب را دكتر مفتح به سال 1336 ش. در علم منطق نوشته است كه به عنوان يكي از منابع درسي در حوزه و دانشگاه از آن استفاده مي‌شود. علامه طباطبائي (ره) بر اين كتاب مقدمه نوشته است و دقت نظر، اصابت فكر، وفاي بيان و سهولت لفظ مولف را ستوده است.
4- حكمت الهي و نهج البلاغه: اثر ياد شده پايان نامه تحصيلي دوره دكتراي شهيد مفتح است و ضمن آنكه از ژرف نگري و وسعت مباني برخوردار است، مطالب آن براي عموم مردم قابل استفاده مي‌باشد. اين كتاب داراي پيش گفتاري نسبتا مفصل، مقدمه و سه بخش است.
5- آيات اصول اعتقادي قرآن: اين كتاب شامل چند بخش است كه بخش اول پژوهش‌هاي استاد مفتح را در خصوص مباحث اعتقادي شيعه با تكيه بر آيات قرآن در بر مي‌گيرد.
6- نقش دانشمندان اسلام در پيشرفت علوم: اين نوشتار 60 صفحه‌اي مجموعه مقالات دكتر مفتح است كه در سال چهارم مجله مكتب اسلام به تدريج انتشار يافته است كه هشت مقاله را در بر مي‌گيرد.
7- ويژگيهاي زعامت و رهبري: در اين اثر مقالات و سخنراني‌هاي اين شهيد بزرگوار در خصوص زعامت و رهبري و مباحث حكومت اسلامي گردآوري شده است.
8- مقالات: در مجلاتي چون مكتب اسلام، خصوصا مكتب تشيع و نيز مجله معارف جعفري شهيد مفتح مقالاتي را در خصوص معارف اسلامي و معرفي مذهب حقه تشيع نوشته است كه يكي از اين مقالات ارزشمند مطلبي است تحت عنوان مكتب اخلاقي امام صادق عليه السلام كه در پنجمين نشريه سالانه مكتب تشيع در خرداد 1342 ش. درج گرديد.
9- مقدمه نويسي بر آثار ديگران: از ديگر كوششهاي فكري دكتر مفتح نوشتن مقدمه بر آثار نويسندگان جوان حوزه است كه از مجمع علمي اسلام شناسي - كه خود مسئوليت آن را به عهده داشت - شروع شد و تا چند سال بعد استمرار يافت. مجموعه اين نوشته‌هاي ارزشمند اگر؛ جايي تدوين گردد خود كتابي مستقل و در عين حال سودمند را تشكيل خواهد داد. گزيده‌اي از اين مقدمه نويسي‌ها در كتابي تحت عنوان افكار استاد شهيد دكتر مفتح آمده است.
فعاليت‌هاي سياسي
شهيد مفتح علاوه بر آنكه انديشه‌هاي علمي خود را در محضر مبارك حضرت امام خميني (قدس سره) صفا داد در پرتو افكار تابناك امام راحل، ستيز با ستم و نفي هر گونه سلطه را از مهم‌ترين برنامه‌هاي خود قرار داد و سخنراني‌ها، مقاله‌ها و در جلسات درسي افراد را نسبت به فجايع جهان اسلام كه ارمغان استعمار است آگاه مي‌نمود و فساد تباهي استبداد را افشاء مي‌كرد از اين جهت وي را از سخنراني كردن و هر گونه تبليغ مذهبي منع كردند چنانچه آن شهيد در سخنراني ماه مبارك رمضان در سال 1357 به اين وضع اشاره كرده است. با اين حال اين دانشمند مبارز آرام نمي‌گيرد و وقتي كه از سوي رژيم به سنتهاي اسلامي توهين مي‌شود فرياد مي‌زند و مي‌گويد اگر به افكار اسلامي ما جسارت كرد. ما آرام نمي‌توانيم بگيريم، اگر به احساسات مذهبي ما احترام قائل نشديد ملت ايران آرام نخواهد شد. و وقتي با خبر شد كه رژيم منحوس پهلوي تاريخ رسمي كشور را تغيير داده است چون آتشفشاني خروشيد و گفت:
چطور ايراني بايد تاريخ پرافتخار هجرت رسول‌الله صلي‌الله عليه و آله را، يعني تاريخ اسلام، افتخار انسانها، افتخار ايران، نجات دهنده ايران را كنار بگذارد. يا رسول‌الله صلي‌الله عليه و آله ما از روي تو شرمنده ايم. لذا مرجع بزرگوار پرچمدار جهان تشيع حضرت آيت‌الله العظمي امام خميني به ملت ايران هشدار مي‌دهند كه به كار بردن اين تاريخ حرام است.
شهيد مفتح در سالهاي حدود 1340 ش. كه همزمان با آغاز قيام امت اسلامي است اغلب به شهرهاي استان خوزستان مي‌رفت و به دستور امام خميني(قدس سره) به فعاليتهاي تبليغي و افشاگري جنايات رژيم شاه مي‌پرداخت و وقتي كه ساواك وي را به نقاط بد آب و هوا تبعيد نمود و از ورودش به قم جلوگيري به عمل آورد. دكتر مفتح به منظور گشودن سنگري براي ستيز با رژيم شاه به شوق همكاري با شهيد مطهري در دانشكده الهيات دانشگاه تهران به تدريس مشغول شد. آن شهيد بنا به دعوت مؤ منان و اهالي مسجد الجواد در اين مكان مقدس به ايراد سخنراني و انعقاد جلسات تفسير پرداخت و از اين طريق به روشنگري و ارتباط بيشتر بين دانشجويان و اقشار روحاني همت گمارد و در سال 1352 ش. براي تجمع و تشكل نيروهاي مسلمان امامت مسجد جاويد تهران را پذيرفت و در اين مكان مبارك هسته مقاومتي تشكيل داد و طي برنامه‌هاي منظم و جهت‌داري از سخنران متعهد و مبارزي همچون شهيد مطهري دعوت بعمل آورد تا در اين مكان حاضرين را با حقايق اسلامي آشنا كند.
سرانجام در سوم آذر 1353 ش. پس از سخنراني يار و همرزم شهيد مفتح - آيت‌الله خامنه‌اي - و با هجوم ساواك مسجد جاويد تعطيل و دكتر مفتح و مقام معظم رهبري پس از دستگيري در زندان تحت شكنجه‌هاي سختي قرار گرفتند و ديگر ساواك به مفتح اجازه فعاليت در مسجد را نداد. هنوز دو سال از آزادي وي از زندان نگذشته بود كه ايشان در سال 1355 امامت مسجد قبا را پذيرفت كه چون مسجد قباي پيامبر اكرم صلي‌الله عليه و آله محراب و ميعادگاه تشنگان حق و فضيلت گرديد.
در سال 1356 ش. شهيد مفتح اعلام كرد نماز عيد فطر را در زمينهاي قيطريه خواهند خواند كه اين حركت با وجود برق سلاحها و ماشينهاي مسلح ارتش شاهنشاهي با استقبال جمعيت نمازگزار مواجه شد و شهيد مفتح در خطبه‌هاي نماز به افشاگري عليه طاغوت و استكبار و صهيونيست‌ها پرداخت و نام مبارك حضرت امام را در حضور هزاران نفر جمعيت مسلمان بر زبان جاري ساخت و بر اطاعت از فرامنيش تاءكيد كرد. از اين تاريخ تا رمضان سال 1357 ش. فعاليت‌هاي مسجد قبل در قالب سخنراني‌هاي پرشور در كلاسهاي پرمحتوا ادامه داشت. در صبح روز عيد فطر دوشنبه 13/6/57) در حالي كه جمعيت انبوه با مفتح همصدا بودند و فرياد فرح زاي‌الله اكبر سر مي‌دادند به سوي قيطريه حركت كردند. پس از مراسم نماز عيد فطر مردم مسلمان با برنامه ريزي شهيد مفتح از زمينهاي قيطريه شروع به راهپيمايي كردند كه شكوه آن شگفتي ناظران را برانگيخت. در اين تظاهرات سرنوشت ساز كه از ساعت شش بامداد آغاز و تا نيمه شب ادامه داشت صفهاي چند كيلومتري جمعيت طول و عرض چندين خيابان را احاطه كرده بودند. در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي و ورود رهبر انقلاب به كشور ايران با سازماندهي و تدبير خردمندانه شهيد مفتح كميته استقبال از امام براي اين نمايش باشكوه مهيا گرديد. آمارها جمعيت استقبال‌كننده را بين 5 تا 6 ميليون نفر گفته‌اند كه بخش مهمي از نظم دادن به چنين حركت با شكوهي به عهده شهيد دكتر مفتح بود و ايشان در سخنان پرشوري كه در سيزدهم بهمن 1357 ش. ايراد نمود به اين حركت با شوكت و عظمت اشاراتي جالب دارد.
در سنگر دانشگاه
حكمت الهي چنين مقدر كرده بود كه شهيد مطهري و دكتر مفتح كه از شخصيتهاي برجسته حوزه علميه بودند به دانشگاه رفته و در دلها، انگيزه‌ها و هدفهاي دو قشر دانشگاهي و روحاني وحدت ايجاد كنند و يكي از بلندترين آرزوهاي امام يعني پيوند اين دو قشر را عملي سازند. شهيد مفتح اقدام عملي در راه رسيدن به چنين وحدتي را تغيير نظام آموزشي دانشگاه مي‌دانست و عقيده داشت دانشگاهي كه هدف آن پرورش انسانهاي دانشمند، ديندار، متعهد و نيكوكار است بايد علم و تحصص خود را در راه اعتلاي كشور و تأمين سعادت مردم به كار گيرد و در طريق استقلال، عزت و عظمت كشور از خود اهتمامي توأم با صداقت و جديت به خرج دهند. در برنامه چنين دانشگاهي بايد عرصه بحث و تحقيق، علم و عمل تواءم با اخلاص مهيا گردد. و به عقيده وي انس حوزه و دانشگاه با يكديگر در رسيدن به چنين حالتي تأثير به سزايي دارد. آن شهيد ضمن پيگيري به وجود آوردن چنين تحولي در دانشگاه از نظر خط فكري در زمينه مسائل عقيدتي با خطوط التقاطي سخت مخالفت داشت و در برابر احزاب و گروهكهايي كه تفكر انحرافي داشتند لحظه‌اي آرام نمي‌گرفت و در مواردي با آنان درگير مي‌شد و به سبب همين موضع گيري صريح بود كه به ترور وي اقدام كردند.
شهادت
در صبح روز 27 آذر 1358 ش. در صحن دانشگاه الهيات تهران، مارقين انقلاب يعني گروه منحرف فرقان آن متفكر وارسته را هدف چندين گلوله قرار داده و به شهادت رساندند. در پي شهادت اين عالم مجاهد امام خميني پيام زير را صادر كردند:
بسم‌الله الرحمن الرحيم‏
إنا للَّه و إنا إليه راجعون آن گاه كه منطق قرآن، آن است كه ما از خداييم و به سوي او مي‏رويم و مسير اسلام، بر شهادت در راه هدف است، و اولياي خدا- عليهم السلام- شهادت را يكي از ديگري به ارث مي‏بردند، و جوانان متعهد ما براي نيل شهادت در راه خدا درخواست دعا مي‏كرده و مي‏كنند، بدخواهان ما كه از همه جا وامانده دست به ترور وحشيانه مي‏زنند، ما را از چه مي‏ترسانند؟ امريكا خود را دلخوش مي‏كند كه با ايجاد رعب در دل ملت- كه سربازان قرآنند- مي‏تواند وقفه‏اي در مسير حق و عقبگردي از جهاد مقدس در راه خدا ايجاد كند؛ غافل از اينكه ترس از مرگ براي كساني است كه دنيا را مقرّ خود قرار داده و از قرارگاه ابدي و جوار رحمت ايزدي بي‏خبرند. اينان از كوردلي، صحنه‏هاي شورانگيز ملت عزيز و شجاع ما را در هر شهادتي، پس از شهادتي كه در پيش چشمان خيره آنان منعكس است نمي‏بينند. صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ‏. اينان مي‏بينند كه هزار و سيصد سال بيشتر از صحنه حماسه‏آفرين كربلا مي‏گذرد و هنوز خون شهيدان ما در جوش و ملت عزيز ما در حماسه و خروش است. جناب حجت الاسلام دانشمند محترم آقاي مفتح و دو نفر پاسداران عزيز اسلام- رحمة‌الله عليهم- به فيض شهادت رسيدند و به بارگاه ابديت بار يافتند، و در دل ملت و جوانان آگاه ما حماسه آفريدند و آتش نهضت اسلامي را افروخته‏تر و جنبش قيام ملت را متحركتر كردند. خدايشان در جوار رحمت واسعه خود بپذيرد و از نور عظمت خود بهره دهد. اميد بود از دانش استاد محترم و از زبان و علم او بهره‏ها براي اسلام و پيشرفت نهضت برداشته شود؛ و اميد است از شهادت امثال ايشان بهره‏ها برداريم. من شهادت را بر اين مردان برومند اسلام، تبريك و به بازماندگان آنان و ملت اسلام تسليت مي‏دهم. سلام بر شهيدان راه حق. 27/ 9/ 58/ 28 محرّم الحرام 1400 روح‌الله الموسوي الخميني‏.
* مفتح عرفان و دروس خارج فقه و اصول را در عالي‌ترين سطح نزد، رهبر كبير انقلاب حضرت امام خميني فراگرفت
* آيت‌الله مفتح، مسجد قباي تهران را به پايگاهي مستحكم براي ترويج افكار امام خميني و گسترش انقلاب تبديل كرد
* به لحاظ مقبوليت و محبوبيتي كه شهيد مفتح بين طلاب و دانش آموزان كسب كرده بود ساواك به وحشت افتاد و براي خنثي كردن فعاليتهاي وي شهيد مفتح را به سال 1347 از آموزش و پرورش اخراج و به نواحي بد آب و هواي جنوبي تبعيد نمود
* نماز عيد فطر سال 56 شهيد مفتح در بيابانهاي قيطريه و پس ازآن راهپيمايي پرشكوه نمازگزاران نقطه عطفي در تاريخ انقلاب اسلامي به شمار مي‌رود
* آيت‌الله مفتح، از بنيانگذاران وحدت حوزه و دانشگاه بود و سرانجام در صحن دانشگاه به شهادت رسيد

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 آذر1391ساعت 19:2  توسط تقي سالك اكمل | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 آبان1391ساعت 16:22  توسط تقي سالك اكمل | 

+ نوشته شده در  شنبه 13 آبان1391ساعت 20:12  توسط تقي سالك اكمل | 

سید جمال اسدآبادی در تاریخ از تهران خارج (106) و به سوى مشهد حرکت مى کند . در مسیر راه وقتى که به شاهرود مى رسد غزلى مى سراید که حاکى از نابسامانى اوضاع ایران و ناامیدى وى از سامان یافتن آن اوضاع ناهنجار است: « این غزل گفته شد در منزل شاهرود بسطام جمال الدین الحسینى » .

 

عهد کردم گر از این ورطه غم جان ببرم

‏یک سره سر به در درگه جانان ببرم

پاى کوبان (و) غزل خوان به دو صد و جد و طرب

‏خویشتنرا به در دوست به قربان ببرم‏

سینه خویش کنم چاک گریزان و دوان

عرض خود را به در آصف دوران ببرم

گر بخارا بروم کى رهم از بیم هلاک

نیم جانست خدا را که به آسان ببرم

سوخت جان ونیم از دیو و دد ایرانى

رخت بر بندم از (ین) ملک و به توران ببرم‏

بروم خسته و رنجور و فکار و غمگین

‏داد با تختگه حضرت سلطان ببرم .

گر نه سلطان بدهد داد دل غمگینم

‏شکوه این دل صد پاره به یزدان ببرم .

نظمه جمال الدین الحسینى . (107)

 

بعد یک رباعى آمده:

اى یار پرى چهره من در تو وفا نیست

ما راز تو زین بیش دگر تاب جفا نیست‏

این حب تو دائم که کشد عاقبتم زار

دردى است محبت که در و هیچ شفا نیست 

 

+ نوشته شده در  شنبه 25 شهریور1391ساعت 16:55  توسط تقي سالك اكمل | 

سيد جمال الدين اسدآبادي، بيدارگر شرق


هجدهم اسفند روز شهادت و بزرگداشت سيد جمال الدين اسدآبادي همدانی  است .
سيد محمد بن سيد صفدر معروف به سيد جمال الدين اسدآبادي در اسدآباد همدان ديده به جهان گشود. وي پس از تحصيلات مقدماتي، در جواني رهسپار قزوين، اصفهان و مشهد شد و به ادامه تحصيلات اهتمام ورزيد. وي در 18سالگي به هند رفت و در آن جا نيز به آموختن دانش‌هاي مرسوم و نوين پرداخت. سيدجمال الدين از هند عازم زيارت خانه كعبه شد و در همين زمان در كشورهاي عربي مشغول گشت و گذار گرديد. وي در مرحله بعد به افغانستان رفت و با حكام آن جا مراوده كرد. او در افغانستان نيز نماند و از راه هند به مصر رفت. سيدجمال الدين در مصر به سخنراني‌ها و ايراد خطبه‌هاي پرشور و حماسي مشغول شد و مسلمانان را به اتحاد و يگانگي در برابر استعمارگران اروپايي برانگيخت. از همين زمان بود كه وي كم كم شهرت يافت و در جهان اسلام نام او بر سرزبان‌ها افتاد. سيد جمال از مصر عازم عثماني شد و در اسلامبول مورد احترام و استقبال قرار گرفت. سخنراني‌هاي روشنگرانه سيد جمال الدين در عثماني به مذاق بعضي خوش نيامد لذا او را به مصر تبعيد كردند. سيد جمال در مصر نيز رويه خود را ادامه داد و ضمن تدريس فلسفه ابن سينا، مردم را به مبارزه با استعمارگران اروپايي، به ويژه عليه انگليس برانگيخت. اين امر سبب شد كه سيدجمال‌الدين اسدآبادي بار ديگر عازم هند شود و در حيدرآباد اقامت كند در همين شهر بود كه سيدجمال الدين اسدآبادي رساله رد نيچريه را در رد عقايد ماديون به زبان فارسي نوشت. فعاليت‌هاي روشنگرانه سيد در هند، خشم انگليس را عليه او برانگيخت. بنابر اين، سيدجمال الدين از هند به سوي آمريكا حركت كرد. وي در آمريكا نيز نتوانست مدت زيادي بماند و بار ديگر به اروپا رفت و سرانجام در پاريس به انتشار روزنامه عروه الوثقي پرداخت. اين روزنامه بيش از هجده شماره منتشر نشد، زيرا استعمارگران و دشمنان موانع زيادي بر سر راه انتشار آن پديد آوردند.
بدين ترتيب، سيد جمال الدين بار ديگر سفر به شهرها و سرزمين‌هاي مختلف را آغاز كرد و سرانجام به ايران بازگشت. در ايران نيز حكومت ناصرالدين شاه بر او سخت گرفت و سيد مجبور شد به روسيه و از آن جا به آلمان برود. هنگامي كه ناصرالدين شاه به آلمان سفر كرد، ضمن پوزش از بدرفتاري با سيدجمال، بار ديگر او را دعوت به ايران كرد. بدين ترتيب، سيد جمال رهسپار ايران شد. اين بار نيز سيد در ايران تحت فشار قرار گرفت و سرانجام به اسلامبول تبعيد شد.
به هر حال، سيد جمال همچنان ناآرام بود و هر جا مي‌رفت به روشنگري مي‌پرداخت.
سيد جمال الدين اسدآبادي سرانجام در پايان زندگي گرفتار فقر و بيماري شد و در اوج تنگدستي و درماندگي درگذشت. بعضي نيز معتقدند كه سلطان عثماني اين بيدارگر بزرگ شرق را مسموم كرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 اسفند1390ساعت 15:19  توسط تقي سالك اكمل | 

سالروز شهادت اندیشمند بزرگ همدانی آیت الله شهید دکتر محمد مفتح(ره)

 

در روز 27 آذر 1358 ه ش آيت‏الله دكتر محمدمفتح بدست گروهك منحرف فرقان ترور شد وبه شهادت رسيد.
آيت‏الله مفتح در سال 1307 هجري شمسي در همدان بدنيا آمد. در هفت سالگي پا به دبستان نهاد و پس از اتمام دوره دبستان جهت فراگيري معارف اسلامي به مدرسه مرحوم آخوند ملاعلي رهسپار شد پس از آن به قم هجرت نمودو در حوزه علميه قم مدارج و مراحل علمي را پيمود، همچنين در علوم دانشگاهي نيزموفق به اخذ بالاترين مدرك علمي گرديد و پس از كسب معارف حوزه‏اي و معلومات دانشگاهي در سنگر حوزه به تعليم و تدريس پرداخت و در كنار اين فعاليت به تدريس در دبيرستان نيزهمت گماشت و در اين دو سنگر براي نزديك ساختن دو قشر دانش پژوه و طلاب تلاش نمود.
پس ازاوج گيري مبارزه روحانيت وتبعيد حضرت امام خميني رضوان‏الله تعالي عليه به مبارزه در ابعاد مختلف آن ادامه داد تا اينكه رژيم شاه براي جلوگيري از اين فعاليت‏ها اقدام به اخراج ايشان از آموزش وپرورش و تبعيد به نقاط دور افتاده نمود.
پس از پايان يافتن دوران تبعيد، ساواك از ورود او به قم جلوگيري كرد در نتيجه ايشان مجبور به‏اقامت در تهران شدند.
با اقامت شهيد مفتح در تهران فصل ديگري اززندگي سراسر مبارزه او آغاز گشت كه عبارت بود از تدريس در دانشكده الهيات در كنار استاد شهيد مرتضي مطهري و فعاليت چشمگير در مسجد جاويد، اين فعاليت‌ها باعث شد كه ساواك به مسجد جاويد يورش ببرد وشهيد مفتح را به همراه آيت‏الله خامنه‏اي دستگير و مسجد را تعطيل نمايد.
شهيد مفتح پس از آزادي اززندان، امام جماعت مسجدي در نزديكي حسينيه ارشاد را تقبل نمود و در جلسه‏اي با حضور مرحوم آيت‏الله طالقاني و متفكر شهيد استاد مطهري آن مسجد را بنام "مسجد قبا" نامگذاري كردند. به اين ترتيب بار ديگر براي پيشبرد اهداف نهضت اسلامي، پايگاه ديگري تشكيل يافت و باداير شدن كلاسهاي معارف اسلامي و ايراد سخنراني و تشكيل كتابخانه و صندوق خيريه و اردوهاي تابستاني ويژه جوانان و نوجوانان... حركت پرشور اسلامي باآگاه سازي نسل جوان و قشر دانشجو تداوم يافت.
در پايان ماه‏رمضان مقارن با سال 1356 شهيد مفتح نماز عيد فطر را با حضور بيش از 5 هزار نفر در زير برق سلاحها و در حضور نظاميان تا دندان مسلح رژيم طاغوت برگزار كرد.
شهيد مفتح نماز عيدفطر سال 1357 را نيز برگزار كرد. اين نماز در تپه‏هاي قيطريه به امامت آن شهيد بزرگوار برگزار شد و بعد از آن اولين تظاهرات ميليوني در تهران به راه افتاد. اين تظاهرات با سيل پرخروش ملت و با شعار "نصرمن‏الله و فتح قريب" از شمال تهران آغاز گشت. سربازان رژيم در آنروز از هجوم و حمله به مردم و پرتاب مكرر گاز اشك‏آور نتيجه‏اي نگرفتند و مايوسانه به شخص دكتر مفتح حمله كردند و او را مضروب و مجروح كردند.
پس از انجام اين راهپيمائي، درتهران حكومت نظامي اعلام گشت و كشتار 17 شهريور اتفاق افتاد. شهيد مفتح در اولين ساعات حكومت نظامي بوسيله عناصر ساواك دستگير شد و بيش از دو ماه در زندان به سربرد تا اينكه با اوج‏گيري انقلاب اسلامي و آزادي زندانيان سياسي، ازبند رژيم طاغوت رهايي جست.
با تشكيل شوراي انقلاب از طرف امام خميني قدس سره به عضويت اين شورا درآمد و بهنگام بازگشت شكوهمند امام به ميهن، در كميته تدارك استقبال از امام شركت داشت.
بعد ازپيروزي انقلاب براي تشكيل كميته‏هاي انقلاب اسلامي فعاليت چشمگيري نمود و خود سرپرستي كميته‏منطقه 4 تهران را به عهده داشت. آخرين مسئوليت شهيد مفتح سرپرستي دانشكده الهيات و عضويت در شوراي گسترش آموزش عالي كشور بود كه بخوبي در اين سنگر انجام وظيفه نمود.
شهيد مفتح از شخصيت‏هاي برجسته علمي محسوب مي‏شد و از او تاليفات با ارزشي بجا مانده است. مهمترين اثر اين شهيد بزرگوار حاشيه‏اي است كه بر "اسفار" ملاصدرا نوشته است. برخي از آثار اين شهيد عبارتند از: كتاب روش انديشه در علم منطق، ترجمه تفسير مجمع‏البيان، مقاله وحدت روحاني و دانشگاهي، مقالات متعدد در مجلات مكتب اسلام، مكتب تشيع، و معارف جعفري....
عمرپربركت اين شهيد بزرگوار در راه تبليغ و ترويج اسلام در ميان اقشار مختلف مردم بويژه نسل جوان و دانشجويان سپري شد و او يك لحظه از اين تلاش و جهاد مقدس آرام نگرفت. يكي از اهداف بزرگ و مقدس شهيد مفتح ايجاد پيوند ميان "حوزه" و "دانشگاه" و ايجاد رابطه بين "طلبه" و "دانشجو" بود.
شهيد مفتح براي خنثي كردن تبليغات استعماري ضد حوزه در دانشگاهها و نيز تبليغات ضددانشجو در حوزه‏هاي علميه، تلاش چشمگيري نمود. سرانجام پس ازعمري تلاش وجهاد مستمر و خستگي ناپذير در راه تبليغ دين، در روز 27 آذر 1358 به همراه دوپاسدار جان بركف خود توسط گروهك منحرف فرقان به شهادت رسيد و در جوار رحمت حق آرميد. روز شهادت شهيد مفتح به مناسبت فعاليت‏هاي چشمگير آن شهيد بزرگوار در راه تحقق وحدت بين حوزه و دانشگاه "روز وحدت روحاني و دانشجو" نامگذاري شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 آذر1390ساعت 8:29  توسط تقي سالك اكمل | 

مزار متبرک حضرت آیت الله شیخ هادی تالهی همدانی (ره)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1390ساعت 18:4  توسط تقي سالك اكمل |